X
تبلیغات
ایــــــــــــــران شنــــــــــاســـــی - تعریف هویت ملی ! >

ایــــــــــــــران شنــــــــــاســـــی

پرسش و پاسخ پیرامون پیشینه تاریخی فرهنگی تمدنی ایران

تعریف هویت ملی !

 

ایـــــــــــــــــران شنـــــــــــــــاسـی

 

پــرســـش و پــاســــــخ

 

پیرامون پیشینه ی تاریـخی فرهنگی تمـدنی ایران

 

**********

اَلدِّراســـــــــاتُ الایـرانیِّــــــــــــة

  

 اَسْـــئلة و اَجْـــوبَـــــة

 

 حَوْلَ خَلْفيّةِ ايرانَ اَلتّاريخيّة والثّقافيّة والْحضاريّة

 

*********

  IRANOLOGY

 

QUESTION & ANSWER

 

About historical , cultural & civilizational background of Iran

 

******

فهـــرســــــــــــت آثــــــــــــــــــــــار :

 

WWW.FEHRESTEASAR.BLOGFA.COM

IRANOLOGY11@GMAIL.COM

********

  هرگونه چاپ ، نقل و انتقال ، کپی و ترجمه از مطالب این وبلاگ ممنوع است !

All rights reserved

 

 تعریفِ هویّتِ ملّی!

پرسش : 

با درود و شادباش های نوروزی ! در سه دهه گذشته ، موضوع "هویت ملی"  دغدغه یا دل مشغولی بسیاری ازروشنفکران و نخبگان ایرانی گشته وجای گسترده ای را در عرصه اندیشه و فرهنگ  گرفته و هرکسی از بهر و گمان  خویش در معنا و مفهوم و جغرافیای هویت ملی سخنانی گفته و می گوید . در این نوشتارها و گفتارها غرض و مرض های  روشنفکری- ماتریالیستی – ناسیونالیستی  و دیدگاه های باستانگرایانه افراطی و کور نیز به چشم می خورد ! صاحبان این دیدگاه ها می کوشند تا از آب گل آلود موجود ماهی بگیرند و نسل جوان نااگاه را در دام اندازند ! چه خوب است که  در وبلاگ "ایران شناسی" به  بحران هویت ملی پرداخته شود  که مثلا :  ۱- آیا برای" ایرانی بودن "، زادن در جغرافیای طبیعی ایران کافی است ؟ ۲- معنا و مفهوم و مصداق هویت ملی چیست ؟ آیا " هویت ملی " ریشه و سرچشمه در" فرهنگ  " دارد ؟ یعنی آیا در فرهنگ ملی ، هویت ملی شکل میگیرد؟ یا که در جغرافیای طبیعی ایران ؟ عناصر سازنده هویت ملی چیست ؟

۱- آیا برای" ایرانی بودن "، زادن در جغرافیای طبیعی ایران کافی است ؟

پاسخ : شرط لازم هست ولی شرط کافی یا جامع و مانع نیست ! درست مانند زادن نوزادی که از مادر بزاید لیک در آغوش مهر و محبت مادرنپرورد و شیره ی جان مادر را نمکد و زبان و فرهنگ مادری را نداند و با آن احساس خویشاوندی روحی روانی عاطفی نکند! بیگانه پسند و بیگانه پذیر باشد ! پستان هر بیگانه ای رابگیرد و بچوشد و در دامان هر بیگانه ای رشد کند ، در فرهنگ هر بیگانه ای پرورده شود و سرانجام خادم بیگانه و خائن مام میهن گردد ! برای دریافت این حقیقت تنها کافی است شرح حال انتقادی رجال علمی فرهنگی سیاسی خائن به ایران راازآغاز تا کنون بکاوید و بپژوهید! سوگمندانه درخواهید یافت که اینان چنین سرنوشتی داشته اند ! خواهید دید که اینان شناسنامه ی ایرانی داشته و دارند اما با اندیشه ، فرهنگ ، جهان بینی ، گوهرشریف و روح لطیف ایرانی بیگانه بوده ! پرورده ، دست آموز ، دل بسته ، دلباخته ، سرسپرده ی فکر و فرهنگ و سیاست بیگانه بوده و هستند !

۲- معنا و مفهوم و مصداق هویت ملی چیست ؟

پاسخ : همان خلق و خو ، مهر و محبت ، زبان و فرهنگ و حرمت مادری ! همان گوهر، روح ، اندیشه ، خاطره ی قومی هزاره ها و جهان بینی ایرانی ! همان ریشه های ژرف اساطیری و پیشینه ی بلند تاریخی! همان سرشت آیینی و روح عرفانی!  همان حضور هماره در اقالیم پنجگانه ی هویت است ؛ در اقلیم فردوسی ، اقلیم خیام ، اقلیم مولوی ، اقلیم سعدی و اقلیم حافظ  که در مجموع ، قلمروهویت ایرانی را تشکیل می دهند !جغرافیای ایران "ظرف" است و فرهنگ ایران "مظروف" و ارزش هر ظرفی به مظروف آن است !ارزش های فرهنگ ملی مظروف و محتوای این ظرف است ، هرچه «محتوا و مظروف» گرانمایه تر و پربارتر باشد ، هویت ملی بیشتر وزین ، سنگین ، شکوفا و رخشان است! هویت ملی در چنین نگاهی« وزن مخصوص »یا« گرانیگاه»ایرانیت است ! با توجه به جغرافیای رنگارنگ انسانی ایران ، بی گمان  «وزن مخصوص» هر فرد یا هرقوم و قبیله ای که به این قلمرو مرزمند نزدیک تر یا در آن حضوری پررنگ تر داشته باشد رقم می خورد و شکل می گیرد ! و هر فرد یا قوم و قبیله ای که با فرهنگ ملی نا آشنا و بیگانه یا از آن بدور باشد ، بی هویت، فرومایه و انیرانی است هرچند که شناسنامه ی ایرانی داشته باشد! 

۳- آیا " هویت ملی " ریشه و سرچشمه در" فرهنگ  " دارد؟

پاسخ : بی گمان چنین است ! هویت ملی ریشه در خاک دارد و فرهنگ ملی ، خاک و بذر و آب و کود هویت ملی است !

۴- آیا در فرهنگ ملی ، هویت ملی شکل می گیرد؟ یا که در جغرافیای طبیعی ایران ؟

پاسخ :جغرافیای طبیعی ، ظرف یا حصار باغ است و فرهنگ ملی ، مظروف یا خاک و آب و بذر و کود !

۵- عناصرکلی سازنده هویت ملی چیست ؟

پاسخ : ۱-ابزار و محتوای زبان فارسی  ، ۲- ودایع واجد تفکراساطیری آیینی تاریخی ، ۳- آیین ها و آداب و سننی که خاطره قومی هزاره ها را در خود دارند !

 مقاله ها ی مرتبط :

 زبان پارسی ؛ زبان هویت و فرهنگ ملی ایران !

  تعریف هویت ملی (۴)

زبــان فــارســی و نـاتـــوانــی هـــای نســل کنـــونــی !

 

پرسش :

۱- خاطره ی قومی و ودایع قومی چیست ؟۲- چرا ایرانیان اسلام را پذیرفتند و آیا به زور مسلمان شدند ؟ ۳- هویت و عناصر آن چیست ؟ ۴- آیا اسلام عنصر بنیادین هویت ملی است؟ ۵- آیا اسلام را می توان از هویت ملی  نادیده گرفت؟ ۶- درباب هویت ملی برخی از سه هویت یا سه عنصر هویتی نام می برند: هویت ملی ، هویت دینی و هویت مدرن . حاج فرج دباغ با نام مستعار سروش و داریوش شایگان به این مقوله پرداخته اند.شایگان به این نتیجه رسیده که هویت امروزین ما هویتی چهل تکه است و در توجیه این چند پارگی هویت ، کتابی نیز نوشته و به همین نام چاپ کرده است . ایا می شود به" اعتباری بودن یا قراردادی بودن هویت "باور داشت ؟ ۷- آیا سکتاریسم یا فرقه گرایی با هویت و وحدت ملی و تمامیت ارضی ایران در طول تاریخ بلند این سرزمین سازگار بوده است ؟

******

پرسش و پاسخ زیر :  نگارش :۲ اردی بهشت ۱۳۸۹ خورشیدی / ویرایش :۲۱فروردین ۱۳۹۱خورشیدی

پرسش : ۱- خاطره ی قومی و ودایع قومی چیست ؟

پاسخ : ۱- منظور از «خاطره ی قومی»  همان« Archetype»یا «صورت اَزَلی» است که عبارت است از: صُوَرخیال، باورها و تصاویرموروثی روحی روانی ناشی از هزاران سال آزمون های پیاپی نیاکان یک قوم در گذر تاریخ  و روند تکامل اندیشه و فرهنگ جمعی آن قوم! بنا براین :  خاطره ی قومی ؛ مجموعه ای است از یادها ، آیین ها ، آموزه ها و درس هایی که یک قوم در تاریخ تکامل خویش آموخته وباید به یاد داشته باشد تا احساس هویت کند . ودایع قومی: مجموعه ای است از میراث های فکری فرهنگی آیینی نیاکان یک قوم که پشتوانه ی خاطره ی قومی است و عناصر هویت ملی را می سازد !

پرسش :۲- چرا ایرانیان اسلام را پذیرفتند و آیا به زور مسلمان شدند ؟

پاسخ : ۲- حقیقت این است که انسان ایرانی همواره از افراط گرایی آیینی خسته و فرسوده می شود ، راه گریز می جوید و سرانجام علیه آیین می شورد . آنگونه که از ولنگاری و بی بند و باری نیز زود زده و خسته می شود و به معنویت گرایی روی می آورد . شاهنشاهی آیینی ساسانی که یاد و خاطره اش هماره در تاریخ گرامی باد ، در آیینی کردن کشور بسیار کوشید و در اجرای احکام آیین به مدت چهارصدوبیست سال سخت گیری بسیار کرد . این افراط به ناسپاسی و عصیان رعایا انجامید و شورش های محلی و منطقه ای بسیاری را در پی داشت تا که رعایا راه گریز یافتند و خواه ناخواه آنچه را که تازیان با خویش آوردند پذیرفتند . بدیهی است که این پذیرش عمومیت نداشت و فراگیر نبود اما آنچه چشم و دل رعیت را می ربود سادگی مطلق آیین نوین بود که همه قید و مرزهای آیین پیشین را برداشت و بدین سان رعایا احساس آسایش و آرامش کردند !

 پرسش : ۳-هویت و عناصر آن چیست ؟

پاسخ : ۳- هویت ملی ، شناسه میهنی یک قوم است . هویت یا شناسه آمیزه ای است از عناصر سازنده روح جمعی یک قوم که در عرصه ی  فرهنگ آن قوم آشکار می شود . عناصر سازنده هویت عبارتند از : ودایع و خاطره ی قومی !

پرسش :۴- آیا اسلام عنصر بنیادین هویت ملی است؟

پاسخ : ۴- اسلام عنصر پایه ای یا بنیادین هویت ملی است . بدیهی است که منظور ، اسلام ایرانی است که به مثابه ظرف و مظروف فرهنگ و هویت ملی است!

۵- آیا اسلام را می توان از هویت ملی  نادیده گرفت؟

پاسخ : ۵- اصلا چنین امکانی وجود ندارد . حذف اسلام ایرانی از فرهنگ و هویت ملی مانند گرفتن آب از بوستان و نور از شبستان است . اگر اسلام ایرانی را از فرهنگ و هویت ملی برداریم باید از فردوسی تا حافظ  را از تاریخ و فرهنگ ایران حذف کنیم . باید میراث باشکوه چهارده قرن ادبیات ، عرفان ، شعر و موسیقی و ... را از فرهنگ ایران محوکنیم ! فرومایگان بی دانشی که به حذف اسلام از هویت و فرهنگ ملی ایران می اندیشند گویی نمی دانند که الفبای زبان پارسی الفبای تازی است ! مادر زبان پارسی زبان تازی است ! پشتوانه ی لغوی ادبی زبان پارسی زبان تازی است! دستور زبان پارسی قواعد و دستور زبان تازی است! این فرومایگان نادان نخست بروند «زبان والفبای میخی پهلوی ساسانی» یا «زبان والفبای ۶۳ حرفی دین دبیره روزگارساسانی» را بیاموزند و یک بند شعر شاهنامه را با این الفبا بنویسند! اگر توانستند چنین کنند ، وانگه شعار دهند و یاوه گویند!

پرسش :۶- درباب هویت ملی برخی از سه هویت یا سه عنصر هویتی نام می برند: هویت ملی ، هویت دینی و هویت مدرن . «حاج فرج دبّاغ» با نام مستعار «عَبدُ لَکِ سروش» و«استاد داریوش شایگان» به این مقوله پرداخته اند. «پرفسوردکترشایگان» به این نتیجه رسیده که هویت امروزین ما «هویتی چهل تکه» است و در توجیه این «چند پارگی هویت» ، کتابی نیز نوشته و به همین نام چاپ کرده است . آیا می شود به«اعتباری بودن» یا «قراردادی بودن هویت»باور داشت ؟ 

پاسخ : ۶- این تقسیم ها قراردادی و اعتباری است و اصالتی ندارد. سخنانی روشنفکرانه ، بی پایه و مایه و پوشالی است و کاربردی کوتاه مدت دارد . به عبارت دیگر هرسه ، یکی است . حد اکثر چنان است که بر پیکری یگانه چند رنگ پاشند لیک آنچه پایدار است رنگ ذاتی و اصلی است که می ماند و سرانجام «بازگشت به هویت فطری وملی» است که آرمان و آرزوی انسان ایرانی می گردد ! «چند فرهنگی یا چند هویتی»به معنای مدرن معاصر ، فرآیند تمدن و فلسفه ی انسانی غرب است .انسان غربی به دلیل ماهیت فلسفه ی غرب ، انسانی است «بی تعلّق »، همه زمانی و همه جایی و همه قومی ، بی آن که هویت و فرهنگ ویژه ای داشته باشد یعنی بی ریشه است و در نتیجه تعلق خاطری به جایی پیدا نمی کند . هویتی چند گانه دارد . گویی فرزندی است چند پدره ! بی آن که احساس بحران هویت کند . هرچند که با گذشت یکی دو نسل ، احساسی ناسیونالیستی پیدا می کند و برایش نژاد و رنگ و قومیت ، ارزشمند و اثر گذار است ! واقعیتی که امروز غرب به آن گرفتار است . بی گمان برای انسان شرقی عموما و ایرانی خصوصا چند فرهنگی و هویت چند گانه مطلوب و مقبول نیست ونمی تواند باشد. در ایران ، فرهنگ فرایند آیین است و مبتنی بر «خاطره قومی» که در آن ، عنصر«زمان»، از پیوستگی گسست ناپذیری بر خوردار می باشد . یعنی زمان« گذشته» در «حال» و« حال» در«گذشته» معنا و حضور پیدا می کند. تعالی روح و تجلی اندیشه و بروز جهان بینی ایرانی در چنین فضایی از زمان کرانمند شکل می گیرد . ادوار تاریخی ایران مبین این حقیقت است : روزگار اشکانیان( به مدت ۵۵۰ سال ) یکی از برجسته ترین فصول عبرت انگیز تاریخ «انسان ایرانی» است . دوره ی بلندی که چند فرهنگی حضوری تحمیلی یافت و نظام ارزشی ساخت و چند نسل را پرداخت و همه ی ارزش های یونانی و رومی را پذیرفت و انسانی «یونانی ماب» پرورد.اما این دگر دیسی یا تحول، بی ریشه و پوشالی بود . زیرا انسان ایرانی یونانی مآب ، آن فرایند را بر نتافت و در بازگشت به هویت ملی خویش ، به نهضت آیینی ساسانی پیوست و حکومتی آیینی برقرار ساخت که ۴۲۰ سال دوام داشت . افراط اشکانی به تفریط ساسانی انجامید !

پرسش :۷- آیا سکتاریسم یا فرقه گرایی با هویت و وحدت ملی و تمامیت ارضی ایران در طول تاریخ بلند این سرزمین سازگار بوده است ؟

 پاسخ :۷- بی گمان در آیین و فرهنگ ملی باستان ایران ، فرقه گرایی یک بدعت بود. آنچه بنیان وحدت ملی و تمامیت ارضی ایران را تهدید می کرد و اقتدار ملی را به خطر می انداخت همواره غیر قابل گذشت بود .در آیین آریایی باستان یکی از گناهان کبیره که کیفر مرگ داشت فرقه گرایی بود . شاهنشاهی های ایران که ابر قدرت های روزگار خویش بودند هرگز فرقه گرایی را بر نمی تافتند و با قاطعیت بدعت گزاران را سرکوب می کردند. برای دریافت این حقایق ، کافی است شاهنامه را بخوانیم . در روزگار ساسانی ، اردشیر بابکان بنیانگذار شاهنشاهی ساسانیان همه ی اقوام ناسپاس و بدعت گرای آریایی را قلع و قمع کرد . انوشه روان ساسانی نیز اقوام سرکش و بدعت گرای آریایی را سرکوب نمود .(ن.ک :شاهنامه ۶/۱۳۸). برجسته ترین بدعت های آیینی روزگارساسانی آیین مانی و آیین مزدک بودند .با وجودی که اولی پرتوی از اندیشه ی متعالی عرفان آریایی را نمایندگی می کرد و نوری بود در ظلمتِ شریعت ، ولی به دلیل خامی ، بی بنیانی ، بیگانگی با سرشت آیینی ملی و تهدید هویت و تمامیت ارضی و اقتدار ملی ، باید سرکوب و برانداخته می شد و شد. نهضت یا آیین مزدک که از دل آیین زرتشت برخاسته بود و نوعی نهضت اصلاحی یا اعتراضی در دل آیین رسمی بود ، به دلیل تهدید هویت ملی و اقتدار زدایی ملی ، باید سرکوب می شد وشد. مشکل درک هویت ملی در فهم پیشینه ی تاریخی ایران و راز بقای آن است!

مقاله های مرتبط:

هویت و عناصر آن ؟ اسلام و هویت ملی ؟ آیا اسلام را می توان نادیده گرفت؟

موسیقی ملی/ پاسخ به قلی ننه جگرکی(=حرامک مشیری)

میراث باستانی و هویت ملی!

هویت ملی و مسیحیت

هویت ملی ، عناصر ، عرفان، فرهنگ و موسیقی ایران

هویت ملی (۲)

ملت و قوم !